وقتی متن های قبلی رو خوندم فهمیدم زمان چقدر زود میگذره .
دو تا پست اخرم مربوط به شهریور 98 و مهر 97 هست . تو یکی خوشحالم و تو یکی ناراحت .
همتون میدونین که از اواخر سال 98 تا الان که 25 مهر هستش درگیر کروناییم .
خدمت سربازیمو انداختم تهران یعنی تلاش کردم یگانم بیفته تهران بخواطر غزاله .
مدتی رو تهران بود حدود 5 ماه اونم که بخواطر کرونا موفق نشدیم همو ببینیم یعنی روزی که میتونستیم ببینیم من برگشتم تبریز
شاید قسمت بوده که نشد ببینیم .
خیلی اتفاق ها افتاد و خیلی کارا میخواستیم با غزال بکنیم که اخرش پشیمون شدیم .
این روزا هم ضب میرم پادگان تا ظهر و میخوابم عصر رو میرم بیرون دور میزنم باشگاه میرم .
نمیدونم شاید بیشتر سر بزنم و مطالب بزارم اینجا
خیلی دوستتون دارم مرسی که هنوز سر میزدید و حالمونو میپرسیدید ![]()
![]()
ابزارک عکس نوشته های پروفایل پسرانه غمگین ، خاص ، شیک و خفن تصویر
برچسب:
نویسنده: شیوا حیدری