میترسم از امشب میترسم
نمیتونم تحمل کنم دارم منجر میشم
کاش امشب شب اخرم باشه کاش صبی نباشه
دیگه از اومدن تک تک روزا میترسم خیلی سخته
خدایا خواهش میکنم التماست میکنم شب اخرم باشه
تورو به قرانت قسم میترسم بدون اون نمیتونم 

خواهش میکنم دیگه شبی نباشه دیگه نمیخوام
خسته شدم دیگه برای چی زنده بمونم بسمه
به حد کافی زندگی کردم انقدرم خوشبخت بودم که نگو
کاش میشد همه چی درست شه چرا اخه
خدایا التماست میکنم تموم کن امشب بزار راحت باشم
عشقم یادته یادته گریه کردم اشکمو پاک کردی
دیگه نمیشه نه ؟هیچوقت نمیبینمت
خدایا دمت گرم خیلی عاشقتم خدا 
ازت متشکرم اینهمه بدبختم ازت متشکرم عشقمو گرفتی
ازت متشکرم از تک تک اینا بقران من بازم کم نمیارم
یا امشب میمیرم یا بازم هستم از عمرم یه روزم باشه غزاله رو میبینم
خدایاااااااااااااااااااااااااااااا حرفامو گوش کن 
برچسب:
نویسنده: شیوا حیدری