دوس داشتم کنارش باشم این روزا
نمیدونم چرا همه چی بر خلاف ارزو هام عمل میکنه
دو تا دوستام تصادف کردن یکیشون به اسم مهدی عالی نسب فوت کرده
و دوست صمیمیم مصطفی خداروشکر سالمه
این روزا هم میگذره
دلم گرفته از این روزای بد
کاش میشد امروز رو تهران باشم کنار داداشم و عشقم
ولی نمیشه هعی خدا
قربون حکمتت که هیچوقت با قسمت ما یکی نمیشه
بازم خداروشکر عشقم هر از گاهی یه جوابی میده
گر چه دیگه همه چی تموم شده ولی باز اینم خوبه تو این اوضاع بده من
خسته شدم از دیدن در و دیوار اتاق
خخخخ بیخیال بابا سرنوشت همینه
به زودی همه چی درست میشه
هوففف خیلی دوس دئاشتم نظراتو تایید کنم ولی واقعا نمیتونم بشینم
حالم رو به راه نیست
ببخشید فعلا همگی
برچسب: فروردین,
نویسنده: شیوا حیدری