همینطور روزا میگذرن
هم چنان چشم انتظارم تا زنگ گوشی به صدا دراد و صدای زندگیم رو بشنوم
نمیدونم حالش خوبه یا نه
نمیدونم چیکار کنم با این حجم از دلتنگی و بغض
وقتی روزا مشغولی و یهو یادت میفته و تنت میلرزه و بغض میکنی
وقتی سرتو میزاری رو بالش که بخوابی یادش میفتی و تا به خودت میای
میبینی صبح شده و هنوز نخوابیدی
وقتی زل میزنی به عکسش و یهو میبینی یه ساعتو زل زدی بهش
و داری باهاش حرف میزنی
یا میری پی ام هارو میخونی میبینی چقدر خوش بودین یه زمانی و چقدر
کنار هم خوشبخت بودین و حالا در انتظار فقط یه لحظه شنیدن صداش
امیدوارم حالت خوبه خوبه خوب باشه زندگیم
امیدوارم هر جایی هستی خوش باشی
1 فقط همین . . .
96/11/10
برچسب:
نویسنده: شیوا حیدری