سلام امروز ۲۹ آبان ۱۴۰۱ هست
این روزا حال هیشکی خوب نیست
و صد البته که حال من خیلی بدتر از همه هستش
دلم واسه گذشته تنگشده
هیچی مثل قبل نیست
۲۶ سالم شده و انگار خیلی زود داره همه چی میگذره
چند روز دیگه سه آذر میشه و این روزیه که منو غزاله آشنا شدیم
نمیدونم هشت سال از اون روز گذشته یا ۹ سال
زندگی من تو این ۹ سال مزخرف مزخرفففف بوده
مثل کسیم که انگار کسی یا چیزی رو گم کردم
هر چقدر گشتم نتونستم پیدا کنم
قلبم تیکه پاره شده و اینو دارم با تموم وجودم احساس میکنم
نمیدونم گنگ ترین حالت ممکنم
نمیدونم چرا این روزا وقتی اتفاقی واسم میفته با تموم
وجودم احساس میکنم که باید بود پیشم
هم نگرانشم هم دلم واسش تنگ شده هم میمیرم براش
برچسب:
نویسنده: شیوا حیدری