خرید بک لینک
سلام امروز ۱۲ اردیبهشته دلم واست تنگ شده مث هر شب بازم هنذفری انداختم و موزیک چشای اشکبار نمیدونم چن وقته فک کنم دو سال شاید یک سال خستم هیچی حالمو خوب نمیکنه غزاله واقعا دلم برات تنگ شده برای صدای نازت من کل عمرم بات زندگی کردم چه وقتی بودی با حضورت چه یا فکرت نمیدونم حالت خوبه یا نه شماره همه رو پاک کردم نمیخواستم بازم پیگیرت بشم و باعث عذابت بشم ولی اگر روزی چشت افتاد اینجا بدون همیشه مهران با یه دل شکسته و روح پیر و داغون همیشه دلتنگ صداتو ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا حیدری تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 23:57

سلام امروز ۲۹ آبان ۱۴۰۱ هست این روزا حال هیشکی خوب نیست و صد البته که حال من خیلی بدتر از همه هستش دلم واسه گذشته تنگشده هیچی مثل قبل نیست ۲۶ سالم شده و انگار خیلی زود داره همه چی میگذره چند روز دیگه سه آذر میشه و این روزیه که منو غزاله آشنا شدیم نمیدونم هشت سال از اون روز گذشته یا ۹ سال زندگی من تو این ۹ سال مزخرف مزخرفففف بوده مثل کسیم که انگار کسی یا چیزی رو گم کردم هر چقدر گشتم نتونستم پیدا کنم قلبم تیکه پاره شده و اینو دارم با تموم وجودم احساس میکنم نمیدونم گنگ ترین حالت ممکنم نمیدونم چرا این روزا وقتی اتفاقی واسم میفته با تموم وجودم احساس میکنم که باید بود پیشم هم نگرانشم هم دلم واسش تنگ شده هم میمیرم براش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا حیدری تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 13:28

سلام و اخرین صحبت هامون چقدر تلخ بود جفتمون خسته از این همه بازی که سرمون اومد خسته از همه چیبالاخره این رابطه به اخرش رسید امیدوارم خوشبخت شی دیدارمون به قیامت عشقم ولی از یادم نمیری خودتم میدونیتو دوس داشتنی ترین فرد زندگیم بودی و میمونی برچسبها: سربازی, عاشقانه, مهر ماه سال 99, نیروی هوایی, غزال و مهران ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا حیدری تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1400 ساعت: 9:40

سلام حال این روزای من زیادی خوب نیست اما هدف دارم دارم میجنگم واسه آیندم میدونم که میتونم موفق شم و موفق میشم راستش دلتنگشم دوس دارم برای ثانیه ای هم که شده صداشو بشنوم هنوزم دلم واسه دوستت دارم گفتنش تنگه خلاصه که بگم براتون دلتنگیم و داریم میجنگیم واس زندگیمون99/10/21برچسبها: سربازی, عاشقانه, مهر ماه سال 99, نیروی هوایی, غزال و مهران ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا حیدری تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1400 ساعت: 9:40

سلام دوستای گلم دقیقا امروز 8 روز مونده که خدمتم تموم شه خدمت سربازی که واقعا برا من بد بود تو این دو سال خیلی چیزا از دست دادم خیلی زجرا کشیدم رفتم تهران بخواطر غزاله که اونم . . . خداروشکر تموم شد بالاخره روزای بد به امید خدا بریم جلو ببینیم چی میشه قراره به زودی برم از ایران شاید یک ماه شاید دو ماه ولی قراره برم امیدوارم حالتون خوب باشه در ضمن دوستان پرسیده بودن اخر عشقمون چیشد باید بگم که مثل همه عشق ها رفت . . . شاید اصلا عاشقم نبودولی اگر واقعا عاشقم نبودبازیگر فوق العاده ای بود **زندگی فقط اب تنی کردن در حوضچه ی اکنون است نه غرق شدن در آن برای تغییر یافتن باید اول باور کرد . . . **برچسبها: سربازی, تنهایی های مهران, مهران و غزاله, عشق نافرجام, مهران و غزال ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا حیدری تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1400 ساعت: 9:40

سلام . بعد از حدود 13 ماه دوباره اومدم .من از برج 10 سال 98 رفتم سربازی و الان تقریبا 9 ماه هستش که سربازم وقتی متن های قبلی رو خوندم فهمیدم زمان چقدر زود میگذره . دو تا پست اخرم مربوط به شهریور 98 و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا حیدری تاريخ: چهارشنبه 28 آبان 1399 ساعت: 21:46

 میخواستم با تنهایی کنار بیایم، دلم با تنهایی کنار نیامدرفت تنهایی و جایش را به یک عشق آسمانی دادشکست شیشه غمهایم و پر شد از شادی روزگارمنه در رویاهایم تو را سوار بر اسب سفید میبینم نه مثل پرندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا حیدری تاريخ: چهارشنبه 28 آبان 1399 ساعت: 21:46

من هستم و یک عشق پاک در قلبم …وقتی تو باشی زندگی برایم زیباست عاشقی برایم با معناستوقتی تو باشی قلبم بی آرزوستای تنها آرزوی من در لحظههای تنهاییوقتی تو عزیز دلم باشی، همدمم باشی، سر پناهم باشی،طلوع ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا حیدری تاريخ: چهارشنبه 28 آبان 1399 ساعت: 21:46

سلام قشنگ من امروز 25 شهریور سال 98 هستش .روز ها گذشت برگشتی رفتی اومدی و نمیدونم چرا و سرچه اتفاقی همه چی بهم ریخت . نمیدونم بازم رفتی و نمیدونم قراره برگردی یا نه فقط میدونم من دارم میرم خدمت . . . ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا حیدری تاريخ: چهارشنبه 22 آبان 1398 ساعت: 18:37

بازم یه اتفاق تلخ دیگه بازم یه مشکل جدید تو این زندگی چه ارزشی داره این زندگی چه ارزشی داره اخه هووووووووووووف خیلی دلم گرفته خیلی بدم میاد از این زندگی متنفرم از این زندگی حوصله ی هیچیو ندارم حوصلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا حیدری تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 23:43

واقعا این چند روز حالم خیلی بد بود نمیدونم کی تموم میشه این ماجرا خسته شدم دیگه هر شب عین بچه های دو ساله بشینی گریه کنی از دلتنگی بغض خفت کنه ولی باز کاری نتونی بکنی حتی دستت به جایی بند نباشه نتونیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا حیدری تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 23:43

سلام دوستای گلم واقعا این چن وقت زیاد وقت نکردم سر بزنم به این خونه ی امن و ساکتم نزدیک عیده و امیدوارم همیشه خوش باشین امسال واسه خیلیا سال خیلی بدی بود از جمله ما و از جمله من و غزال نمیدونمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا حیدری تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 23:43

سلام شاید زیاد نیومدم این مدت به این وب خوشگلم ولی سعی کردم مناسبت ها باشم و خاطرات خوب و بد و توش بنویسم راستش عید نوروز بود و زیاد حالم خوب نبود نمیدونم چمه خودمم نمیدونم چمه هر چقدر هم کهسعی میکنم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا حیدری تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 23:43

این روزا عجیب دلم بی طاقت شده میبینی دیگه نیستی 1 ماه رو رد شد که نیستی ولی دیگه طاقت نمیاره این دل بدبخت من دیگه تحمل نداره شدم مثل یه بچه کوچولو هر کی یه چیز کوچیکی میگه گریم میگیره من بچه ننه نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا حیدری تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 23:43

سلام دوستای گلم یکم به سر و روی وبلاگ رسیدم حیفه این خونه ی خوشگل من بهم ریخته باشه این وبلاگ شاید هفت یا هشت سالش شده روزای خیلی عجیبی داشتم اینجا غم ها شادی ها موفقیت ها شکست ها وقتی اینجا رو زدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا حیدری تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 23:43

صفحه بندی